24. مغولي

به آنچه در فصل اول آمده است مطلب كمي مي‌توان افزود. معروف بود كه ابن عربشاه علاوه بر عربي‌، فارسي‌، تركي و مغولي هم مي‌دانست‌. تاتاري از زبان‌هايي بود كه فيليپ دومزير براي‌ تدريس در مدرسه‌ٴ هشت زباني در نظر گرفته بود، ولي معلوم نيست منظورش از تاتاري مغولي‌ بود يا تركي‌. ملت‌هاي عربي دلايل خوبي داشتند تا با خان‌هاي بزرگ روابط حسنه داشته باشند و زبانشان را ياد بگيرند.

25. منچو

  ¿ فصل اول‌.

26. سانسكريتي‌، پالي‌، سينهالي

فضلاي زيادي از سانسكريتي استفاده مي‌كردند كه بزرگ‌ترينشان دو برادر با نام‌هاي ماداوا و سايانا بودند؛ احتمال دارد اين دو فقط يك نفر بوده‌باشند، ولي حجم آثار آنان (يا او) بسيار چشمگير است‌. اين آثار شاه‌كار برجسته‌ٴ تحقيقات وِدايي در سده‌هاي ميانه به شمار مي‌آيد.
سنّت رياضيات سانسكريتي را نارايانا، كيمياگري سانسكريتي را مروتونگا و طب‌ سانسكريتي را همو و ماداناپالا ادامه دادند. ويشوِشوارا قانون‌نامه‌ٴ جديدي تدوين كرد.
ادبيات پالي و بودايي را داماكيتي چهارم و داماكيتي پنجم معرفي كردند. دومي هم به‌ سينهالي و هم به پالي نوشت‌. دستور زبان پالي او در آموزش سينهالي تأثير عميقي داشت‌. در ضمن سينهالي از زبان‌هاي هندوآريايي مشتق از زبان پالي است كه با تعداد زيادي واژه‌هاي‌ دراويدي مخلوط شده‌؛ دستور زبان آن به‌دست‌ور زبان پالي نزديك است و بنابراين تأثير دستورزبان داماكيتي طبيعي بود. الفباي سينهالي اقتباسي از الفباي پالي است‌، كه خود آن از سانسكريتي اقتباس شده است‌.

26. م‌. ساير زبان‌هاي آريايي هند

به‌خاطر ظاهرشدن زبان‌هاي هندوآريايي مكتوب ديگري غير از سه زبان پيشين در نيمه‌ٴ دوم‌ سده‌ٴ چهاردهم ارائه‌ٴ اين بخش لازم بود. در اين‌جا به ذكر اردو، هندي‌، كشميري‌، گجراتي و بنگالي خواهيم پرداخت‌.
قبلاً از اردو ذكري كرديم كه مخلوطي است از فارسي و سانسكريتي قديم‌، كه محصول سياسي‌ فتح هند به‌دست مسلمانان بود. در اواخر قرن بنده‌نواز دو رساله‌ٴ عرفاني به زبان اردو نوشت‌.